است. نه تنها تعيين تاريخ ترجمهها غيرممكن است، بلكه در بسياري موارد آثار اصلي مفقود شده است.
هنگامي كه به چين رو ميكنيم، كمتر دچار اشكال گاهشناسي ميشويم، و در مورد قرون وسطي به هيچروي. چينيان گزارشهاي عالي از همهٴ فعاليتهاشان ثبت كردهاند و گاهشناسيهاشان معتبر است، و جز در مورد اعصار متقدم (ماقبل هلني)، بهطور كلي من در تعيين قطعي سنوات رجال علم چيني مشكلي نداشتهام ولو اين كه همينقدر ميدانيم كه آنان در عصر اين يا آن سلسله به سر ميبردهاند. با اين حال، در مقايسه با جهل عمومي ما از آثار علمي مورد بحث، اين صحت گاهشناسي ناچيز است. گزاف نيست اگر گفته شود كه در اين جهت هر آنچه بايد صورت گيرد به جاي مانده است. اگر هم، ادعا كنم كه در كتاب خويش اولين گزارش تاحدي كامل را از علم چيني عرضه كردهام، با توجه به ارزش آن گزارش دچار اشتباه نشدهام.
قسمت عمدهٴ آن چيزي جز فهرست اسامي نيست. در برخي موارد، حتي نميدانم آثاري كه بدانها استناد شده داراي ارزش علمي اصيل بوده است يا نه. اين اغلب شامل آثار مكتوب وسيع تائويي است، كه حاوي رسالاتي در باب عناصر، جهانشناسي، كيميا، تنجيم، جغرافيا، حفظالصحه، و ديگر موضوعات علمي يا شبهعلمي است. تعداد بسيار كمي از اين رسالهها براي محققان غربي دسترسپذير است و هيچكدام از ديدگاه خاص ما تحليل نشده. ميتوان اضافه كرد كه قسمت اعظم از آثار مذهبي تائويي داراي سنوات تاريخي ناقصي است.1
براي من كار آساني است كه شمارش خود را از محققان و آثار چيني بهطور چشمگيري افزايش دهم، زيرا چينيان هميشه هوادار تذكرههاي ادبي بودهاند (شو - مو2) و تعدادي از آنها پيش از سلسلهٴ هان تدوين شده است،3 ولي كلاً از ذكر نام اشخاص خودداري ميكنم، مگر آن كه مطلب خاصي دربارهشان داشته باشم كه بگويم. اصل بر اين نيست كه فهرستها و صورتهاي اسامي حاوي تاريخ سلسلهها تكرار شود، زيرا اين آثار براي چينشناسان دسترسپذير است، و براي محققان ديگر هيچ جالب نخواهد بود. برعكس، زحمت فراواني متحمل شدهام (بايد قبول كنم كه با موفقيت ناچيزي) تا اطلاعاتي دربارهٴ هدف و محتواي آثار مذكور به دست دهم. مزيت اصلي بخش مربوط به چين در بررسي من اين است كه اين نخستين كوشش در نوع خودش